رمان جدید دانلود رمان عاشقانه رمان ایرانی آنلاین نوول باز

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف دارید از طریق صفحه "تماس با ما " به ما اطلاع دهید

دانلود رمان ملورین از نویسنده نفیسه نوروزی با لینک مستقیم

دانلود رمان ملورین نسخه پی‌دی‌اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان ملورین: عاشقانه ، کل‌کلی ، ترسناک ، اجتماعی
نویسنده رمان: نفیسه نوروزی
تعداد صفحات رمان: ۳۹۷

رمان ملورین

خلاصه‌ی رمان : داستان رمان درباره‌ی سه دختر می باشد، سه دختر که بسیار باهم صمیمی بودند، اما…
یکی از این دخترها یک غم بزرگ داشت.
او همه‌ی اعضای خانواده اش را در یک حادثه‌ی مشکوک از دست داد، ولی…
دختر داستان ما یک دختر معمولی نبود و به راحتی از پا نمی افتاد.
یک دختر شوخ و خندان بود که خیلی ها از دستش آسایش نداشتند…
قسمتی از متن رمان ملورین
با سرو صدایی که از طبقه‌ی پایین می اومد از خواب پریدم.
غرغر کنان از تخت پایین پریدم.
صدای آبدیس و آرمیس بود.
با خودم غرزدم: آه… دیوونه کردن منو. نمیذارن آدم بخوابه…
رفتم جلوی آینه و به قیافه‌ی آشفته ام خیره شدم.

پیراهن بلندم که تا روی پاهام بود و عکس یک گربه با چشم های آبی روش بود. یک طرفش بالا رفته بود و شونه‌ی چپم از یقه ی لباسم پیدا بود.
موهام پریشون دورم ریخته بود. و آبی چشم هام خمار شده بود.
حوصله‌ی هیچ کاری رو نداشتم.
دمپایی رو فرشی های خرگوشیم رو پوشیدم.
پاهام رو تکون دادم گوش های خرگوش های روی دمپایی هام تکان خوردن و من عاشقشون بودم…
به سمت سرویس اتاقم رفتم و صورتم رو شستم.

از اتاقم بیرون رفتم.
بی حوصله از پله ها پایین رفتم و با صدای گرفته ام بلند گفتم: شما دو نفر کار و زندگی ندارین همش اینجا هستین؟
آبدیس: مگه فضولی؟
پایین رسیدم و دمپاییم رو در آوردم و پرت کردم به سمتش، خواست جا خالی بده…
ولی دیر این کار رو کرد و دمپاییم محکم خورد وسط پیشونیش.
منم بلند زدم زیر خنده…
دستش رو روی پیشونیش گذاشت و…

کاربر محترم اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را از تارنمای نوول باز داریداینجا کلیک کنید

گزارش مشکل راهنمای دانلود
دانلود جدیدترین رمان ها از کانال نوول باز :) عضویت در کانال نوول باز
اشتراک گذاری این مطلب :   اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در تویتر اشتراک گذاری در تلگرام