رمان باز سایت دانلود رمان ایرانی رمان جدید

رمان باز دانلود رمان جدید لینک مستقیم رمان ایرانی بزرگترین سایت رمان عاشقانه pdf رمان خواندن آنلاین رمان کانال رمان

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف آن را دارید از طریق صفحه " حذف رمان " به ما اطلاع دهید.

دانلود رمان اسم من آلیاست به قلم مائده بیدگلی با لینک مستقیم

دانلود رمان اسم من آلیاست با فرمت پی‌دی‌اف، نسخه اندروید، نسخه آیفون، جاوا

موضوع رمان اسم من آلیاست: عاشقانه ، اربابی ، هیجان‌انگیز ، طنز
نویسنده رمان: مائده بیدگلی
تعداد صفحات رمان: ۱۷۷

رمان اسم من آلیاست

خلاصه‌ رمان : آلیا: در بیشتر روزهای زندگیم به این سوال بزرگ که پنهان شدن پدر و مادرم هست فکر می کنم.
حتی چند وقتی است که قصد دارم برای پیدا کردن جواب همه ی سوال هایی که در سر دارم از این عمارت خارج شوم.
خیلی دلم می خواهد به دنبال حقیقت زندگیم بروم، من باید برای رسیدن به این هدف رضایت و اجازه آقای خان را بدست بیاورم…
در همین افکار بودم که یک دفعه خوردم به یک شخصی، داشتم می افتادم روی زمین که من را گرفت.
آن شخص یک پسر بود و…
قسمتی از متن رمان اسم من آلیاست
” آلیا ”
با صدای فریادهای سید از خواب بیدار شدم…

(بیشتر…)

دانلود رمان حرارت تنت از نویسنده کوثر شاهینی فر با لینک مستقیم

دانلود رمان حرارت تنت با فرمت پی‌دی‌اف، نسخه اندروید، نسخه آیفون، جاوا

موضوع رمان حرارت تنت: عاشقانه ، اجتماعی ، اجباری
نویسنده رمان: کوثر شاهینی فر
تعداد صفحات رمان: ۶۸۳

رمان حرارت تنت

خلاصه‌ رمان : این رمان روایتگر داستان دختری می باشد که به اجبار باید با یک مرد ازدواج کند.
او برای خلاص شدن از این ازدواج اجباری شب عروسی‌اش از مجلس فرار می کند.
اما در میان راه بنا به دلایلی تصمیمش عوض می شود و…
قسمتی از متن رمان حرارت تنت
نفس نفس می زنم.
توجهش سمت دیوار جلب میشه و یک قدم جلو میاد…
با ترس بیشتر، هردو دستم رو جلوی دهانم می گذارم و به دیوار تکیه می زنم.
من حتی لباس عروس رو ندیده بودم و آسو انتخابش کرده بود، آسو؟ نگرانشم…
و اشک از گوشه ی چشمانم سر می خوره.
دل نگران دوباره از گوشه ی دیوار نگاه می کنم و می بینمشون…

(بیشتر…)

دانلود رمان دیانه به قلم فریده بانو با لینک مستقیم

دانلود رمان دیانه با فرمت پی‌دی‌اف، نسخه اندروید، نسخه آیفون، جاوا

موضوع رمان دیانه: عاشقانه ، غم‌انگیز
نویسنده رمان: فریده بانو
تعداد صفحات رمان: ۱۳۲۱

رمان دیانه

خلاصه‌ رمان : داستان این رمان درباره دختری به نام دیانه می باشد.
دیانه به امیرحافط علاقه دارد، اما امیرحافط دیانه را مانند خواهر خود می داند.
وقتی امیرحافط عروسی می کند دیانه در مراسم او شرکت می کند، اما وقتی امیرحافظ و نوشین را در لباس عروس و دامادی می بیند ناگهان گریه می کند…
زمان می گذرد و دیانه با احمدرضا ازدواج می کند.
اما درست زمانی که به اوج خوشبختی می رسند، از هم جدا می شوند و عامل همه بدبختی های احمدرضا دوستش هامون بوده است.
اما احمدرضا خودش متوجه این موضوع نبوده و…
قسمتی از متن رمان دیانه
ماشین کنار در بزرگى تو یکى از کوچه هاى قدیمى تجریش ایستاد.
کیف کوچک دستیم رو برداشتم و از ماشین پیاده شدم.

(بیشتر…)

دانلود رمان تندیسگر عشق به قلم مونیکا با لینک مستقیم

دانلود رمان تندیسگر عشق با فرمت پی‌دی‌اف، نسخه اندروید، نسخه آیفون، جاوا

موضوع رمان تندیسگر عشق: عاشقانه ، مذهبی
نویسنده رمان: مونیکا
تعداد صفحات رمان: ۱۲۶

رمان تندیسگر عشق

خلاصه‌ی رمان : داستان رمان درباره پسری به نام سعید می باشد که از اعضای انقلابی هست.
او به دختر یکی از تیمسارهای ارتش علاقه‌مند می شود و…
“سخنی از نویسنده رمان: چندی قبل از زبان دوستم خاطره کوتاهی از یک شهید شنیدم که عاشقانه خیلی زیبایی داشت.
(متاسفانه نام شهید عزیزمان اصلا یادم نیست به همین دلیل خودم یک نام برای ایشان گذاشتم)
قسمت هایی از داستان رمان بر مبنای روایتی است از یک راوی…
داستان در دو زمان متفاوت می باشد سال های ۱۳۵۷ و ۱۳۹۳…”
*هرگونه تشابه اسمی زاده فکر نویسنده است*
قسمتی از متن رمان تندیسگر عشق
{ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ }
“زنان پاک و نیکو لایق مردانی چنین و مردان پاک و نیکو لایق زنانی همین گونه‌اند” (سوره نور – آیه۲۶)

(بیشتر…)

دانلود رمان بغض محیا به قلم سپیده تهرانی با لینک مستقیم

دانلود رمان بغض محیا با فرمت پی‌دی‌اف، نسخه اندروید، نسخه آیفون، جاوا

موضوع رمان بغض محیا: عاشقانه
نویسنده رمان: سپیده تهرانی
تعداد صفحات رمان: ۸۶۱

رمان بغض محیا

خلاصه‌ رمان : مادرم: محیااااااا…
انگشتانم را عصبی در هم پیچیدم و از جا بلند شدم.
عصبی می شدم وقتی که مادرم به این شکل صدایم می کرد.
حتما کاری برایم داشت که اینگونه دنبالم بود.
به آشپزخانه که رسیدم مادر و عمه مرجان مشغول سبزی پاک کردن بودند.
پوزخندی زدم…
نگفتم؟؟؟ مادر فقط برای کاری صدایم می کرد، وگرنه کاری با من نداشت…
قسمتی از متن رمان بغض محیا
با احترام رو به روی مادرم ایستادم.
– جانم مادر…
کلافه با آرنج موهایش را عقب داد و بی این که نگاهم کند گفت:
– بیا اینجا کمک دختر یکسره تو اتاقتی که چی؟؟؟ مگه نمی بینی چقدر رو سرمون کار ریخته؟؟؟؟

(بیشتر…)

دانلود رمان‌های جدید لینک رمان سایت رمان

دانلود کتاب رمان ایرانی جدید با لینک مستقیم سایت رمان