رمان الهه غم و ارباب دل به قلم فـ.نظمیه دانلود با لینک مستقیم

رمان باز سایت دانلود رمان ایرانی رمان جدید رمان الهه غم و ارباب دل به قلم فـ.نظمیه دانلود با لینک مستقیم

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف آن را دارید از طریق صفحه " حذف رمان " به ما اطلاع دهید.

دانلود رمان الهه غم و ارباب دل از نویسنده فـ.نظمیه با لینک مستقیم

دانلود رمان الهه غم و ارباب دل با فرمت پی‌دی‌اف، نسخه اندروید، نسخه آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه ، اربابی ، طنز ، غم‌انگیز ، پلیسی
نویسنده رمان: فـ.نظمیه
تعداد صفحات رمان: ۱۹۴

رمان الهه غم و ارباب دل

خلاصه‌ رمان : گاهی وقتها ما آدمها کارهایی می کنیم که حتی به ذهنمون هم خطور نمی کند که ممکن است همین کارها باعث بشود زندگیمون تغییر کند.
تغییری که باعث می شود ما را وارد یک دنیای دیگر کند.
دنیایی که می تواند پر از شادی، غم، خیانت و یا حتی وفاداری باشد.
در این رمان یک دختر داریم که معمولی هست.
دختری که مثل همه ی رمان هایی که خواندین نه خانواده پولداری دارد و نه قیافه زیبایی…
ولی یک قلب دارد که به اندازه دنیا بزرگ است و سرشار از مهربانی.

(بیشتر…)

دانلود رمان نیوشا به قلم لیلا رضایی با لینک مستقیم

دانلود رمان نیوشا پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا

موضوع رمان نیوشا: عاشقانه ، هیجانی ، ارباب رعیتی
نویسنده رمان: لیلا رضایی

تعداد صفحات: ۴۰۳ صفحه

رمان نیوشا

خلاصه رمان : نیوشا دختری زرنگ و زیبا است که از بدو تولد عزیز کرده ی دایی اش اردشیر می باشد.
اردشیر پس از فوت خواهرش، در زمان کودکی نیوشا را از مازندران به شهر تهران منتقل می کند و وی را در ناز و نعمت بزرگ می کند.
نیوشا نیز از این فرصت نهایت استفاده را می کند و تا زمان دانشگاه در کنار خانواده ی دایی خود زندگی می کند.
تا اینکه بیماری لاعلاج اردشیر مسبب غم و ناراحتی در دل همگان مخصوصا نیوشا می شود.
زیرا وی بر اساس رسم و رسومات پوچ خانواده ی پدریش مجبور به بازگشت به روستا و ازدواج با پسر عمویش احمد می شود.
اما از آنجا که هر فردی تقدیری دارد او نیز پس از مرگ اردشیر آنجا را ترک کرده و نزد پدرش در روستایی در مازندران می رود.

(بیشتر…)

دانلود رمان آرامشی از جنس بهار به قلم گروه بانوان قلم با لینک مستقیم

دانلود رمان آرامشی از جنس بهار پی دی اف ، اندروید ، آیفون ، جاوا
موضوع رمان آرامشی از جنس بهار: معمایی ، عاشقانه ، ارباب رعیتی ، تخیلی
نویسنده رمان: گروه بانوان قلم
تعداد صفحات رمان ۱۳۲ صفحه

رمان آرامشی از جنس بهار

خلاصه ای از رمان : داستان رمان درباره ی دختری به نام بهار می باشد.
بهار پس از ورود به عمارت اربابی شاهد اتفاقاتی می شود و از زبان اهالی آن عمارت خاطراتی در رابطه با آن اتفاقات می شنود.
این موضوع زندگی بهار را دست خوش حوادثی تلخ و شیرین می کند.
داستان آرامشی از جنس بهار سرگذشت ارباب زاده ها و رعیت زاده ها می باشد، که می توانند در کنار هم بهترین و زیباترین لحظات زندگی را رقم بزنند…
قسمتی از متن رمان آرامشی از جنس بهار
فصل اول “بهار و عمارت اربابی”
بهار به همراه پدرش زندگی می کرد.

(بیشتر…)

دانلود رمان قلب سیاه دختر ارباب به قلم مریم و مهسا با لینک مستقیم

دانلود رمان قلب سیاه دختر ارباب با فرمت پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان قلب سیاه دختر ارباب: عاشقانه ، اجتماعی ، اربابی
نویسندگان رمان: مریم و مهسا
تعداد صفحات رمان ۱۴۱ صفحه

دانلود رمان قلب سیاه دختر ارباب

خلاصه رمان : خشم، نفرت و سیاهی یاوران زندگی من هستند…
چقدر معصوم و پاک بودم و زندگی ساده ای داشتم ولی در پی یک حادثه تلخ همه ی سادگی و مظلومیتم به باد رفت و جای خود را به ظلم، نفرت و سیاهی داد و قلب معصومم را به رنگ سیاه در آورد.
دیگر مهربانی برایم معنایی نداشت و دروغی بیش نبود و اگر در درونم جستجو می کردی می دیدی که دیگر نه عشقی وجود دارد نه آن خوشحالیه گذشته ها…
چقدر دردناک است که سرنوشت با من چنین کاری کرده است.
دیگر آن دریای مهربان و دل نازک مرده است و جای او من متولد شدم.
یک دریای سنگدل و بی محبت که همه از او و کارهایش وحشت دارند…

(بیشتر…)

دانلود رمان یغمای بهار نوشته الف.کلانتری (یاسی) با لینک مستقیم

دانلود رمان یغمای بهار با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان یغمای بهار: عاشقانه ، اجتماعی ، اربابی
رمان یغمای بهار نوشته: الف.کلانتری (یاسی)
تعداد صفحات رمان: ۱۳۷۹ صفحه

دانلود رمان یغمای بهار

خلاصه داستان: دلارای ایلیاتی با فرار از بند اسارت، خود را به بهشت شانه های مردی رساند که خان بود و سیبی ممنوعه…
(یک من‬، یک تو‬ و دنیایی حرف… یک کلام، درد و‬ درد و‬ درد…)
قسمتی از رمان یغمای بهار
_امروز پنجمین خرابکاریه، مراسم چهلم خراب شه دودمان همه رو به‬ باد می‬دم.‬
‫صدای فریادش آن قدر گویا و رسا بود که صدا از هیچ کس در نمی‬ آمد.‬
‫معمولا از زمانی که برگشته بود، صدایش به گوش کسی نمی رسید و‬ ذات کم‬ حرفش با خارج رفتن هم عوض نشده بود.‬
‫سر همه پایین بود و کسی آتش گرفتن خرمن گندم را گردن نمی‬ گرفت.‬
‫دندان قروچه ای کرد و نفرتش از این ملک و خان بودن را سر آن ها‬ خالی کرد:‬
‫_وای به روز کسی که بدونم تموم این خرمن سوزوندنا، زیر سر اونه.

(بیشتر…)

دانلود رمان‌های جدید لینک رمان سایت رمان

دانلود کتاب رمان ایرانی جدید با لینک مستقیم سایت رمان