رمان عشق و خیانت نوشته فاطمه جویاییان دانلود با لینک مستقیم

رمان باز سایت دانلود رمان ایرانی رمان جدید رمان عشق و خیانت نوشته فاطمه جویاییان دانلود با لینک مستقیم

کاربر گرامی اگر نویسنده رمانی هستید که در تارنمای رمان باز منتشر شده و درخواست حذف آن را دارید از طریق صفحه " حذف رمان " به ما اطلاع دهید.

دانلود رمان عشق و خیانت از فاطمه جویاییان با لینک مستقیم

دانلود رمان عشق و خیانت با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان عشق و خیانت: هم خونه ای ، عاشقانه
رمان عشق و خیانت نوشته: فاطمه جویاییان

رمان عشق و خیانت

خلاصه داستان: آنها نیز ازدواج میکنند همانند همه ی زوج ها، البته این ازدواج یه جورایی اجباریه.
این ازدواج، این زندگی فرق دارد.
این عاشقانه ها فرق دارد…
این زندگی بوی انتقام دارد، انتقام از یک کینه قدیمی…
یک هووی دوم که با زندگی دو نفر انتقام میگیرد… انتقام ازجنس جدایی…
قسمتی از رمان عشق و خیانت
_خانم نفس احمدی آیا وکیلم شما را به عقد دائم آقای کیانوش اسدی در بیاورم، آیا وکیلم؟‬
‫من به این ازدواج رازی نیستم، چرا باید بگم بله؟ چرا؟‬
‫اشکام یکی پس از دیگری میچکید روی گونه هام، میدونستم تمام صورتم بهم ریخته اس ولی‬ کاریش نمیشد بکنم.‬
‫دلم از همه گرفته بود، تا حتی از پدرم که با کتک منو سر این سفره عقد لعنتی آورد و راحت بالای سرم‬ ایستاده، تا من قفل دهنم باز بشه و بله بگم.‬

(بیشتر…)

دانلود رمان هم خونه شیطون من نوشته دینا محدث با لینک مستقیم

دانلود رمان هم خونه شیطون من با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان هم خونه شیطون من: عاشقانه ، طنز ، هم خونه ای
رمان هم خونه شیطون من نوشته: دینا محدث

دانلود رمان هم خونه شیطون من

خلاصه داستان: درباره ی دختره شیطونی به اسم نفسه که در اصفهان زندگی میکنه.
حالا دختر داستان ما توی تهران دانشگاه قبول میشه. (دختره از اون خرخوناس)
ولی باباش با خوابگاه و خونه جدا گرفتن مخالفه.
حالا شریکه باباش یه پسر داره که دیوونس (وااا بچه ی مردم کجاش مریضه؟)
دیوونه هم نیست تیکه عصبی داره.
حالا سره یه مسئله ای ازدواج اجباری بین این دوتا پیش میاد و…
قسمتی از رمان همخونه شیطون من
ﻣﺎﻣﺎن: دﺧﺘﺮ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﺸﯿﻦ دﯾﮕﻪ ﺳﺮم ﮔﯿﺞ رﻓﺖ.‬
ﻧﻔﺲ: ﻣﺎﻣﺎن ﭼﺮا درک ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ اﺳﺘﺮس دارم.‬
ﻣﺎﻣﺎن: ﻣﯿﺪوﻧﻢ دﺧﺘﺮم اﻣﺎ…‬
ﻫﻤﻮن ﻣﻮﻗﻊ زﻧﮓ درﺑﻪ ﺻﺪا دراوﻣﺪ.‬
ﻧﻔﺲ: وااای ﻣﺎﻣﺎن، ﺑﺎﺑﺎ اﯾﻨﺎ اوﻣﺪن‬.
ﻣﺎﻣﺎن: ﺑﺎﺷﻪ دﺧﯽ اﻻن ﺳﮑﺘﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ آروم ﺑﺎش‬.
داﻧﯿﺎل ﺑﺎ ﻗﯿﺎﻓﻪ ی ﻧﺎراﺣﺖ و ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺎ ﻗﯿﺎﻓﻪ ی ﻧﮕﺮان وارد ﺧﻮﻧﻪ ﺷﺪن.‬
ﻧﻔﺲ: ﻧﻬﻬﻬﻬﻪ ﺧﺪاﯾﺎ ﭼﺮا ﻣﻦ؟‬
ﭼﺮا ﻣﻦ اﻧﻘﺪر ﺑﺪﺑﺨﺘﻢ؟‬

(بیشتر…)

دانلود رمان‌های جدید لینک رمان سایت رمان

دانلود کتاب رمان ایرانی جدید با لینک مستقیم سایت رمان